تبلیغات
.:: آرزوی بارانی ::.


 

 



سه شنبه 28 شهریور 1385

من در این گوشه ویرانه

 به تنهایی خود می نگرم

و به آبادی تو به زیبایی چشمان سحر خیزت

من به تو می بالم

که چنین اوج می گیری با وجود همه بی بالی ها

پس مرا یاد کن

که دیری است از خاطرهای رفته ام

مرا به سوی خود بخوان

بگذار سخن بگویم

که روزگاریست مهر خاموشی بر لب زده ام

محتاج آرامشم

بال پروازم شکسته 

و در هیاهوی مردمان گم گشته ام

و اگر به سویم ایی و باورم کنی

دوباره بال می گشایم

وتا ابدیت همراه تو پرواز را تجربه خواهم کرد

دریابم ای همراه خیالیم


نوشته شده توسط محمد عا لی پور در سه شنبه 28 شهریور 1385 و ساعت 12:09 ب.ظ | نظرات ()

log