تبلیغات
.:: آرزوی بارانی ::.


 

 



پنجشنبه 13 مهر 1385

Juhi Chawla 

سحرگاهان همراه با طلوع خورشید

با عشق تو متولد می شوم

تا شامگاه از نبودنت می سوزم و می سازم

اگر باشی از وجودت جان می گیرم

و با نفست زندگی می کنم

و با خنده ات آرزوهایم را به فراموشی می سپارم

به اندازه تمام ستاره های اسمان دوستت دارم

همان ستاره هایی که شبهای خلوتم را نظاره گر بودند

ودر اخر ای افتاب زیبای شرق

 از این انتظار سرد خسته شدم

دریابم


نوشته شده توسط محمد عا لی پور در پنجشنبه 13 مهر 1385 و ساعت 07:10 ق.ظ | نظرات ()

log