تبلیغات
.:: آرزوی بارانی ::.


 

 



پنجشنبه 11 بهمن 1386

ای کاش...

ای کاش بی هیچ کلامی باهم همراه شدیم

ودست به دست پرستوهای مهاجرتا فراسوی ناکجا آباد

زندگی پرواز می کردیم

ای کاش با طنین آوای ملکوتی اذان

ذره ای دلهایمان می لرزید

دستهایمان را بلند می کردیم

ودر پیشگاه معشوق همیشه جاودان

طلب عمر ونیاز می کردیم

ای کاش به جای اینکه در برابرگریه های کودکی مظلوم انگشت 

تعجب وحیرت به دهان بگیریم

ذره ای عشق ،قطره ای مهربانی ،وکمی محبت وعاطفه

دردستهایمان می گذاشتیم وتقدیمش می کردیم

ای کاش یکدیگر رادوست می داشتیم

و به جای سالهای دور از هم

دربرابرلحظه های جدایی تاب نمی آوردیم

ای کاش زمانی که باران می بارید

قطره های باران دلهای مسدود شده وغبار گرفته مان

را جلا می داد

و به وسعت آسمان آبی

 آن را پاک و روشن میکرد


نوشته شده توسط محمد عا لی پور در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 08:01 ق.ظ | نظرات ()

log