تبلیغات
.:: آرزوی بارانی ::.


 

 



پنجشنبه 10 مرداد 1387

قرار نبود...

برای همه آنهایی که بی تقصیرند

قرار نبود ان وقتهای تو جایشان را

 با این وقت های من عوض کنند

قرار نبود عشق هم مثل خوشبختی،بوسه،وعیدی

اولش قشنگ باشد

قرار نبود کسی خیالش از وفاداری کسی راحت شد

گنجشک های بی پناه حس او با تیر کمان عادت نشانه بگیرند

فرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم

قرار نبود بین عشق وقفه بیفتد

قرار نبود کسی به هوای شکستن دل دیگری بماند

قرار نبود هر کس به هوای شکستن دل خودش بماند

قرار نبود کسی دیر کند

قرار نبود دیوانه ای برای شکست دیوانگی طلب زنجیر کند

قرار نبود انتخابمان بین آسمان فرداو تردید زمین گیر کند

قرار نبود هر کس سرش گرم شد دل را هم سر گرم کند

غافل از ان که دیگری با سردی او و گرمی او

با گرمای دیگری از هر چه گرمی است دلسر شود

قرار نبود هر چه قرار نیست باشد

قرار تنها بر بی قراری بود برای بر قراری

گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از گناه تو باشد

اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش

بهانه ی لالایی های شعر گونه ام را می گیرد

فقط یک چیز مهم است که باید به یاد همه بماند

اگر اتفاقی که نباید بیفتد،افتاد

تنها برایت می نویسم خودت خواستی تقصیر من نبود


نوشته شده توسط محمد عا لی پور در پنجشنبه 10 مرداد 1387 و ساعت 09:07 ق.ظ | نظرات ()

log