تبلیغات
.:: آرزوی بارانی ::.


 

 



.
پنجشنبه 24 فروردین 1391

آرزوی ابدی...

دلبندم به پاس عشق و به حكم تجربه،خواستم با تو نازنین

سخنی داشته باشم برای همیشه

ای كه با آمدنت زیباترین لحظه های عمرم را رقم زدی

ای كه با آمدنت عطر زندگی بوی دگری یافت

ای كه با شكوفایی ات سپیدی رنگ روشنتری گرفت

ای كه با همدم شدنت واژه ها جلوه ای دگر گرفت

ای بهترین ارمغان زندگی،با آمدنت به من آموختی زندگی با عشق

گذر لحظه ها نیست ،بلكه عطر بوی دگری ست

حال كه به لطف حضرت دوست

هر روزه پربارتر می شوی ،خواستم از نظرگاه دو دوست

و از روی عشق و اشتیاق

و نه در قالب پند با تو عزیز سخنی بگویم

كه جز سخنی بزرگ از انسانی ساعی

كه همیشه یادش آویزه ذهنم است

چیزی را برای سعادت ابدیت به تو پیشكش ندارم

فرزند نازنینم،مرا رفتنی ست و تو خواهی زیست

من فرشته نبودم ،اما تا انجا كه در توانم بود

 تلاش كردم انسان باشم و تو هم اینچنین باش...

اما تا به چرخش دورانم این آرزوها را در ذهنم برای تو خواهانم

برایت راهی رو به خوشبختی

برایت عمر نوحی را،وقار همچو كوهی را

برایت صبر ایوبی،حیات مملو از خوبی

برایت شاد بودن را ،به دل آزاد بودن را

صداقت را ،محبت را،شرافت را

برایت من دعا دارم

برای پسر عزیزم امیر حسین


نوشته شده توسط محمد عا لی پور در پنجشنبه 24 فروردین 1391 و ساعت 08:20 ق.ظ | نظرات ()

log