تبلیغات
.:: آرزوی بارانی ::.


 

 



جمعه 18 آذر 1384

چنان دل کندم ازدنیا که شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشاییست

مرا در اوج می خواهی تماشا کن

دروغین بودم از دیروز مرا امروز تماشا کن

در این دنیا که حتی مرگ نمی گیرد سراغ من

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

فقط اسمی بجا مانده از انچه بودم وهستم

دلم چون دفترم خالیست قلم خشکیده در دستم

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

بجز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم؟ 


نوشته شده توسط محمد عا لی پور در جمعه 18 آذر 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ | نظرات ()

log