تبلیغات
.:: آرزوی بارانی ::.


 

 



جمعه 23 دی 1384

اومدم به تو ، به گمشده ام، به عشقم بگم که چقدر دوستت دارم اما گفتی برو بعداً بیا !

روز اول که اومدم نذاشتی حرفی بزنم ... روز دوم جواب سلامم رو ندادی و روز سوم حتی منو نگاه هم نکردی

تازه فهمیدم همون روز اول منظورت از بعداً ، هیچوقت بود

من گمشده ی تو که نبودم هیچ ، مزاحمت هم بودم

امیدوارم روزی بفهمی که لیاقت تو رو هیچکس الا من نداشت و بیای بگی دوستم داری

اما فکر نمی کنم فایده ای داشته باشه. میدونی چرا ؟

چون تو اگه دوستت دارم رو هم فریاد بزنی من زیر خاک چیزی نمی شنوم !


نوشته شده توسط محمد عا لی پور در جمعه 23 دی 1384 و ساعت 09:01 ق.ظ | نظرات ()

log