تبلیغات
.:: آرزوی بارانی ::.


 

 



برای تو
پنجشنبه 18 اسفند 1384

سلامی به عشقم که با واژه ها نمیشه گفت: دوستش دارم

مهربانم!

طلوع خورشید چشمانت را که به دل سرد زمستانم گرما بخشید و ان را اب کرد

غروب مکن

که غروبت سردی ان روزها را تکرار خواهد کرد وپنجره انتظار را بسته خواهد گذاشت

طلوع زندگییم!

غروب مکن که غروبت نگاه منتظر مرا تیره و تار خواهد کرد

طلوع کن

که طلوعت جان خسته ام را زنده می کند


نوشته شده توسط محمد عا لی پور در پنجشنبه 18 اسفند 1384 و ساعت 08:03 ق.ظ | نظرات ()

log